چه می شود ما را

:: چه می شود ما را

    آن روزها حالمان چه خوب بود. همه با تمام نداری، سرخوش و شاداب بودیم. به همدیگر کمک می کردیم. احترام بزرگتر و کوچکتر سرمون می شد. بدون تکنولوژی مرتب به هم سر می زدیم و احوال همدیگر رو می پرسیدیم. آنقدر خوش بودیم که گشنگی از یادمان می رفت. پدر، پدر بزرگ، مادر، مادر بزرگ، عمو، عمه، دایی، خاله، داداش، خواهر و... واژه های دوست داشتنی بودند، سفره های آنچنانی پهن می شد، با هم شادی می کریم، با هم غمگین می شدیم، با هم می خندیدیم نه به هم! با طبیعت آشتی داشتیم، زیبایی را دوست می داشتیم، از زشتی بیزار بودیم، چه خوش حالی داشتیم آن روزها!

حالمان این روزها اصلا خوش نیست. باید کاری کرد، این حال بد نسل های آینده ما را رباتیک  می کنه.! نه احساسی باقی می مونه، نه احترامی! خودمون به خودمون ظلم نکنیم. به همدیگر احترام بزاریم، برای طبیعت ارزش قایل بشیم. به حقوق همدیگر تجاوز نکنیم. قانون گریزی نداشته باشیم. دعای خیر برای همدیگر داشته باشیم، تا خداوند نیز خوبی ها را برایمان هدیه کند و هزاران آرزوی خوش دیگه...

به امید آنروز و آینده ای روشن و عاری از هرگونه زشتی و دروغ!...

منبع : مسافرچه می شود ما را
برچسب ها : همدیگر ,روزها ,روزها حالمان

افسوس

:: افسوس

با سلام و شاد باش عید نوروز

   متأسفانه این روزها حالمون خیلی خرابه و اغلب نسبت به طبیعت اطرافمون بی مهری می کنیم و با اهمال و گاهی اوقات با بی مسئولیتی باعث زشتی در طبیعت می شویم، که همه ما حداقل بارها شاهد این صحنه های شنیع در اطرافمان بوده ایم. از آنجایی که سفارشات موکدی هم در آموزه های دینی مان و هم توسط پیشینیان ما در رابطه با نظافت شده، اغلب با طبیعت با قوه قهریه برخورد می کنیم و فراموش می کنیم که ما میراث دار آیندگان هستیم و باید طبیعت را برای آنها سالم به ودیعه بگذاریم. مصداق این شعر ملک الشعرای بهار که گفتند: «دگران کاشتند و ما خوردیم---ما بکاریم و دیگران بخورند» باید باشیم، نه مصداق این کنایه که: «در جنگلها حیوانات نیستند که جنگل را کثیف می کنند، بلکه انسانها هستند، پس خواهشمندیم مثل حیوانات رفتار کنید!!!»

(واقعا، به کجا چنین شتابان!!)



Related image



منبع : مسافرافسوس
برچسب ها : طبیعت ,کنیم

چند جمله

:: چند جمله

1. گنجشک را تکه نانی زنده نگه می داشت و عاشق را تکه دلی ... که هر دو را دریغ کردند....

2. "منی" که کنارش "تو" نباشه... "تومنی"نمی ارزد...

3. زیباترین قسم سهراب: نه تو می مانی و نه اندوه و نه هیچ یک از مردم این آبادی،به حباب نگران لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت، غصه هم می گذرد، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند،    لحظه ها عریانند. به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز...

4. چه حسرتی است! رد شدن از کنار عابرانی که عطر تو را می زنند اما هیچکدام تو نیستی....

5. هر وقت داشتی یه آدمی رو تو ذهنت بزرگ می کردی جا واسه پشیمونی هم بذار ....

6. دندانم شکست برای سنگریزه ای که در غذایم بود دردم گرفت،ناراحتم نه برای دندانم برای کم شدن سوی چشم مادرم... (پناهی)

7. برای خرید عشق هرکس هرچه داشت آورد، مجنون هیچ نداشت و گریست، گمان کردند چون هیچ ندارد می گرید اما هیچکس ندانست که قیمت عشق، اشک است.

8. گناه "من " نیست که بعد از "تو" "او" آمد، تقصیر قواعد دستوریه!!!

9. من برای متنفر بودن از کسانی که از من متنفرند وقتی ندارم، زیرا من گرفتار دوست داشتن کسانی هستم که مرا دوست دارند. (کوروش کبیر)

منبع : مسافرچند جمله
برچسب ها : لحظه

استفاده خوب از زندگی

:: استفاده خوب از زندگی

وقتی می شود دقایق عمرت را با آدمهای خوب بگذرانی 

چرا باید لحظه هایت را صرف آدم هایی کنی 

که یا دلهای کوچک شان مدام درگیر حسادت ها و کینه ورزی های بچه گانه اند...

یا مدام برای نبودنت، برای خط زدنت تلاش می کنند؟

زیگموند فروید

منبع : مسافراستفاده خوب از زندگی
برچسب ها :